این صفحه، مرجعی برای آشنایی با داستان «کریس گاردنر» است. اگه اسمش آشناست، چون:فیلم The Pursuit of Happyness از روش ساخته شده.ولی فیلمش رو بزنی کنار، واقعیتش تلختره.کریس گاردنر:ورشکستهبدهکارزنش ولش کردیه بچهی خردسال دستشبیخانماننه...
اگه اسمش آشناست، چون:
فیلم The Pursuit of Happyness از روش ساخته شده.
ولی فیلمش رو بزنی کنار، واقعیتش تلختره.
کریس گاردنر:
ورشکسته
بدهکار
زنش ولش کرد
یه بچهی خردسال دستش
بیخانمان
نه استعاره، نه اغراق.
شبها با بچهاش توی دستشویی مترو میخوابید.
در رو از داخل قفل میکرد که کسی نیاد.
اینجا اکثر آدما:
دزدی میکنن
قاچاق میرن
یا بچه رو میدن به بهزیستی
یا میرن معتاد میشن
کریس چی کار کرد؟
یه فرصت مسخره بهش رسید: کارآموزی در شرکت بورس… بدون حقوق.
۷ ماه. بدون حقوق. با بچه. بی.

اینجا همونجاست که ۹۹٪ آدمها میگن: «سیستم ظالمه» «امریکا دروغه» «خدا نیست»
کریس؟ هیچکدوم.
کارآموزی رو مثل دیوانهها انجام داد. نه زودتر میرفت. نه دیرتر میاومد. نه غر میزد. نه نقش قربانی بازی میکرد.
معجزه کِی اتفاق افتاد؟
نه وقتی گریه کرد.
نه وقتی دعا کرد.
نه وقتی حقبهجانب شد.
وقتی یک مدیر دید: «این مرد، حتی وقتی هیچی نداره، هنوز استاندارد داره.»
آخر دوره، از بین ۲۰ نفر: فقط کریس انتخاب شد.
بعدش؟
معاملهگر موفق
شرکت خودش رو زد
میلیونر شد
بعداً خیّر شد
معجزه این نبود که پولدار شد.
معجزه این بود که:
وقتی میتونست دروغ بگه، نبیان کرد
وقتی میتونست بچه رو ول کنه، نکرد
وقتی میتونست سیستم رو فحش بده، کار کرد
خدا تو آمریکا هم همونه. تو فرانسه هم همونه. تو ایران هم همونه.
ولی قانونش یکیه:
«آدمِ درست، حتی ته خط هم درست میمونه.»
این صفحه همواره با اطلاعات جدید بهروزرسانی میشود.
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
در صورت انتشار اطلاعات جدید، این گزارش نیز بروزرسانی خواهد شد.
تمام اطلاعات بر اساس گزارشهای منتشر شده در زمان نگارش این مطلب تهیه شده است.
برچسب:
نویسنده: ماهان شاکری